انتخابات و مبدا تاریخ!

دیگه کم کم انتخابات داره نزدیک میشه و این فرصت برای ما ملت همیشه در صحنه با زهم فراهم خواهد شد که رویه ی دیگر این جماعت اصولگرا و اصلاح طلب و ...را ببینیم .انتخابات داره می یاد و آقای صادق خرازی که همیشه اون سیگار برگ اش پر شالش است و با فحش های ناموسی دادن به این و آن خیلی حال می کند و سعی می کند خاطره زاهدی و بد دهانی هایش را زنده کند هم کم کم در ردای سخنگوی سید محمد ظاهر می شود .از آن طرف کروبی با وعده های لری می اید تا از کیسه میرسلیم کارخانه صاحب کارخانه روغن نباتی خرج کند و وقتی هم به عنوان شیخ اصلاحات شد رییس جمهور ،محفل تشکیل بدهد که فلانی گه کشیدن فلان شخص مخالف نظام با تو و قهوه ای کردن فلانی هم با تو اما یادت باشد من چیزی بروز نمی دهم و در ظاهر محکوم می کنم و بعد خودش اون بالا قیافه لوتر و کلوین را در ورژن لری بگیرد و به ریش مردم بخندد البته اگر حاج خانم اجازه بدهند چه که همه میدانیم این روزها سرنوشت ملت به چراغ سبز و قرمزی بسته است که حاج خانم ها به حاج آقا ها نشان می دهند .

می ماند احمدی نژاد.چه بگویم از این کوچک اندام گنده سخن.این روزها خیلی هااز من می پرسند آیا او بازهم رای می آورد و من می گویم:

می گویند زمانی آخوندی سرمنبر روستایی وعظ می گفت که ناگاه بادصداداری در داد.شلیک خنده مردم بود که بلند شد و شیخ را مجبور کرد عبا بر سر بکشد و از ده بیرون بزند و سی سال را دور از آن روستا به این خاطره شرم آور فکر کند و بابت حق منبری گزافی که می گرفت حسرت بخورد.پس از مدتی که گذشت آشیخ داستان ما با خودش گفت:ای بابا این چه کاری بود من کردم فوقش گوزیدم...قتل که نکردم...برم به همون روستا سرگوشی آب بدهم ببینم کسی یادش هست یا نه تا اگر کسی یادش نبود برگردم و بازهم همان احادیث مزخرف جعل کردن  و خران گریه خر را نعل کردن .

آخوند مسافت طولانی را تا ده رفت و دیدی سر جاده منتهی به ده پسر جوانی بر تخته سنگ نشسته است جلو رفت و سلام کرد و گفت پسرجان اهل کجایی...پسر گفت همین ده بغل...آخونده گفت ..خب پسرجان چند سالته؟

پسرگفت:آشیخ راستش ما ها که شناسنامه درست و حسابی نداریم اما پدرم می گه ۹ روز بعد از گوزیدن آخوند ده به دنیا اومدی!!!

بعله دوستان آشیخ فهمید که نه تنها کسی گوزیدن وی را فراموش نکرده بلکه آن واقعه تبدیل به مبدا تاریخ یک روستا شده است.

حالا اگر ما ملت ایران شعورمان برسد و مثل همان مردم روستا گوزیدن هایی که این رجل نامی در قالب گیس کشی های خیابانی و  توزیع مهرورزانه آفتابه میان جوانان متجلی ساخت را ازیاد نبریم و به سیاق پدران خود دچار فقر تاریخی گری نشویم و سعی کنیم این اعمال را مبدا تاریخ خود کنیم شاید دیگر سرو کله این افراد کش باف در رفته دیگر پیدا نشود.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید